ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
446
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
اگر آنان در خود رحمى داشتند بدين صورت به انسان و حيوان ضرر نمىرساندند و در صورتى كه با ملايمت مسير خود را طى مىنمودند هيچ شخصى از كاروان باز نماند و حيوانى هم تلف نمىشد . بنابراين در عجله همواره پشيمانى و در ملايمت ، سلامتى نهفته است . هداياى امير به كارمندان محمل در طول مسافرت ما از مكه به مدينه ، به علّت روح برادرى و كمك به ديگران كه در نهاد ما قرار داشت ، از هر گونه كمك و هميارى نسبت به كاروان سلطان و ديگر افراد غريب و بازمانده دريغ نكرديم . اين وضع سلطان را بر آن داشت كه هداياى گرانقيمتى را به عنوان پاداش براى ما در نظر گيرد . اين هدايا عبارتند از : شمشير و انگشترى از الماس به امير الحاج اسماعيل پاشا صبرى توپچى . شمشير و انگشترى الماس به رييس نگهبانان ابراهيم بك رفعت - نويسندهء سفرنامه - شمشير را در سمت راست تصوير زير ملاحظه مىكنيد . [ تصوير ]